تبليغاتX
archaeozoology.blogfa.com

archaeozoology.blogfa.com

باستان شناسی . باستان جانورشناسی . ژنتیک باستان شناسی . دانش های زیستی

 

‍ Genomic Archeology یا ژنومیك باستان شناسی، تكامل اولیه كروموزوم های جنسی را كشف می كند.  یك تیم تحقیقاتی در دانشگاه اپسالای سوئد، با كمك ژنومیك، تاریخ تكامل كروموزومی های جنسی را كشف كردند. این تحقیق در اوریل 2011 در نشریه Eukaryotic Cell منتشر شد.

در بین روش ها و تكنیك های موجود، ژنومیك، عرصه ایست كه به كمك آن می توان گذشته دور را مورد كند و كاو قرار داد. محققان از ژنومیك در تحقیقاتی كه برای یافتن قرابتها و نسبت های موجود بین گونه ها استفاده می كنند. محققان این روش را بیشتر از روش های معمولی استفاده كرده اند. Sex chromosomes یا كروموزوم جنسی قدمت بسیاری دارند ( در حدود صدها میلیون سال) این كروموزوم ها اثار كمی از رویدادهای باستانی را كه تكامل آنها را به جلو برده را هنوز حفظ كرده اند. اما محققان در تحقیقات اولیه خود دریافته اند كه در انواع كروموزوم های جفت گیری ( یا همان جنسی در قارچ خود بارور Neurospora tetrasperma، كه آنالوگ های كروموزو های X و Y در موجودات تولید مثل كنند به روش جنسی می باشند)، یك منطقه سركوب شده نوتركیبی (suppressed recombination) وجود دارد كه قدمت آن تقریبا به اندازه فاصله زمانی جدا شدن شامژانزه از سایر Homonid ها می باشد، یعنی كمتر از 6 میلیون سال.

مناطق سركوب شده نوتركیبی، یك دورنمای ژنومیك را حفظ می كند. چونكه به صورت معمولی بین كروموزوم ها در حین جفت گیری نوتركیبی رخ می دهد. كه مثل بور زدن ورق (به صورت تصادفی)، ژن ها را بور می زند. نوتركیبی سركوب شده از طریق انتخاب و یا عدم انتخاب ژن در پكیج جدید (ژنومی) در انتخاب طبیعی نیز دخالت می كند.

بزرگترین دستآورد محققان دانشگاه اپسالا یافتن این مساله است كه برخی كدون های ترجیحی در منطقه mating type chromosomes كه نوتركیبی درآنجا سركوب شده، حذف شده اند. كدون ها حروف كد ژنتیكی هستند. 20 كدون متفاوت 20 آمینو اسید سیستم های زنده را كد گذاری می كنند. این كدون ها اسیدهای آمینه را كدگزاری می كنند كه به عنوان ستون پروتئین ها به حساب می آیند، مولكولهایی كه بیشترین بخش ساختاری بدن و سلول های حركتی را تشكیل می دهند. كدون ها مثل كلمات در زبان هستند مترادف دارند. برخی ارگانیزمها به صورت اختصاصی از كدون خاصی استفاده می كنند . این طور به نظر می رسد كه این پدیده باعث ترویج سنتز دقیق و كارآمد می شود. كارسپوند آوثر این مقاله خانم Hanna Johannesson چنین می گوید: به همین خاطر آنها به عنوان كدون های ترجیحی به حساب می آیند. در منطقه نوتركیبی سركوب شده كه در قارچ تك سلولی N. Tetrasperma قبلا كشف شده بود، این كدون های ترجیحی وجود ندارند.

ایشان افزود:‌ تحقیقات ما دانسته هایمان را در مورد جهش هایی كه باعث تغییر ژنوم می شود را، بیشتر كرده كه این یك مسئله كلید می باشد. برای مثال شروع جهش ها و توانایی و یا عدم توانایی ارگانیسم در حذف آنها از ژنومش، زمینه شروع پروسه هایی همچون بیماری ها در جانوران و نرخ انقراض آنها می باشد. این تحقیق دانسته های ما را در زمینه اینكه كی و چگونه یك منطقه جوان سركوب شده نوتركیبی در ناحیه تنظیم جنسی كروموزوم، جهش ها را انباشته می كند و چرا تكامل در حذف این تغییرات مضر به شیوه ای كارامد، ناتوان است بیشتر می كند.

Genomic Archeology Reveals Early Evolution of Sex Chromosomes...ScienceDaily (May 16, 2011)

http://www.sciencedaily.com/releases/2011/05/110516175302.htm

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 16:54  توسط mojtaba  | 

Introducing the Ancient Egyptian Animal Bio Bank at the KNH Centre for Biomedical Egyptology, University of Manchester

L.M. McKnight, S.D. Atherton & A.R. David

Introduction

Building on the success of the International Ancient Egyptian Mummy Tissue Bank established in Manchester in 1996 (Lambert-Zazulak 2000: 44; David 2008: 240), the Ancient Egyptian Animal Bio Bank is a centralised database for ancient animal remains in collections outside Egypt. The Bio Bank contains acquisition records, geographic provenance and date, measurements and descriptions, photographs, radiographic images (X-ray and CT scans) where possible, and results from previous studies. It also provides a safe location for the storage of small samples removed from such specimens, providing an unparalleled resource for use by future researchers.

The Bio Bank can be viewed alongside research currently underway at international institutions, such as the Animal Mummy Project at the Cairo Museum (Ikram & Iskander 2002; Ikram 2005), and previous work by the authors (Owen 2000, 2001; McKnight 2010). These projects strive to enhance our understanding of these specimens, the treatment of animals in the ancient world, and the complex belief system they belonged to.

Figure 1
Figure 1. The dissected remains of a mummified hawk showing the poor levels of preservation often encountered when dealing with material of this type (© Kirklees Museums and Galleries; photograph: L. McKnight).
Click to enlarge.
Work to date

An initial mailing to institutions in northern England known or suspected to hold mummified animal material was conducted to gauge the level of response we could expect when the geographical scope of the project was widened. Initially, museums were visited, the specimens were fully recorded and a photographic record was created. Existing radiographic images were collected for incorporation into the database. Through a partnership with the Clinical Radiology team at the Central Manchester Teaching Hospital, the project offers radiological analysis to museums with limited resources. It remains the responsibility of the participating institutions to arrange transport and insurance. Specimens deemed too fragile to be transported were sampled on site at this stage by the Bio Bank team.

Figure 2
Figure 2. A mummified cat from the Derby City Museum collection displaying full access to the facial area due to lack of bandaging (© Derby City Museum; photograph: L. McKnight).
Click to enlarge.

Invasive sampling was conducted on poor quality specimens — those in a fragmented state or those that had suffered damage since their excavation, such as the remains of a mummified hawk (Figure 1). A few specimens had been dissected which allowed direct access into the core and to the skeletal remains. It is difficult to give the sample sizes required for the Bio Bank without first seeing the specimen and conducting an initial assessment including the state of preservation, levels of decoration (the aesthetic appearance) and limitations of access to the contents of the bundle, as shown for example by a mummified cat with missing bandaging around its face (Figure 2).

The rationale behind invasive sampling was to gather material to form the basis of the research against which our aims and objectives would be tested using modern biomedical techniques. Aside from allowing research by the KNH Centre for Biomedical Egyptology, the Bio Bank will provide a resource for international research. Applications from scholars in the field of Egyptology will be welcome; they will be required to submit comprehensive research proposals on how they plan to use the information and samples. Full results of any such research will be stored in the Bio Bank for the use of future generations, thus preventing the duplication of destructive analysis.

Figure 3
Figure 3. The naturally desiccated mummy of a domestic cat discovered in the bricked up chimney of a house in Ponty Pridd, Wales (© National Museum of Wales, Cardiff/Central Manchester University Teaching Hospitals NHS Foundation Trust).
Click to enlarge.

ادامه نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 18:50  توسط mojtaba  | 

DNA Testing on 2,000-Year-Old Bones in Italy Reveal East Asian Ancestry

Friday, May 27, 2011


Researchers archaeology excavating an ancient Roman cemetery made a surprising discovery when they extracted ancient mitochondrial DNA (mtDNA) from one of the skeletons buried at the site: the 2,000-year-old bones revealed a maternal East Asian ancestry.

The results will be presented at the Roman Archeology Conference at Oxford, England, in March, and published in the Journal of Roman Archaeology.

According to Tracy Prowse, assistant professor of Anthropology, and the lead author on the study, the isotopic evidence indicates that about 20% of the sample analyzed to-date was not born in the area around Vagnari. The mtDNA is another line of evidence that indicates at least one individual was of East Asian descent.

برگرفته از:
http://archaeologyexcavations.blogspot.com/


ادامه نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 11:23  توسط mojtaba  | 

چکیده:

ژياريازيس بيماري مهم انگلي انسان است.ژيارديا تك ياخته تاژك دار دو هسته اي است.اسپس ژيارديا دئودناليس انگل طيف گسترده اي از مهره داران از جمله انسان مي باشد.تنوع ژنتيكي در ژيارديا دئودناليس توسط آناليزهاي سرولوژيك ، بيوشيميايي و مولكولي نشان داده شده است. در مطالعه حاضر ، احتمال تشابهات ژنتيكي بين ژياردياي گوسفندي و انساني و احتمال زئونوز بودن مورد بررسي قرار گرفت.آزمايش مستقيم و تكنيك تغليظ به روش فرمل- اتر بر روي محتويات بافتي و روده اي گوسفند انجام شد. روش گراديان سوكروز براي جمع آوري و تخليص كيست ها استفاده گرديدواستخراج DNA با روش فرمل-اتر انجام گرفت.مقادير بسيار كمي ازDNA پس از چندين بار ذوب و انجماد و تعليق بدست آمد.سپس واكنش زنجيره اي پليمراز(PCR) براي تكثير DNA با پرايمرهايي كه براي ژيارديا با منشأ انساني طراحي شده بود، انجام شد
.ژن؟ تريوز فسفات ايزومراز؟(tim يا tpi ) بعنوان ماركر مولكولي انتخاب و دو پرايمر(290PM و 924PM) مورد استفاده قرار گرفتند. در اين بررسي 308 نمونه مدفوع گوسفند بررسي شد.تعداد 21 نمونه از نظر ژيارديا مثبت گرديدند.3 ايزوله گوسفند با پرايمر290PM تكثير و با آمپليكون bp290 كه مشابه با نوع انساني است مشخص گرديد ند.تشابه ژني ژياردياي گوسفند با نوع انساني، احتمال انتقال اين تك ياخته بين انسان و گوسفند را نشان مي دهد.

چکیده (انگلیسی):
Giardiasis is an important human parasitic disease. Giardia is a genus composed of binuclear flagellate protozoa. Giardia duodenalis is a parasitic species for a wide range of vertebrates, including humans. Heterogeneity in G. duodenalis has been shown by serological, biochemical, and molecular analysis. In the present study, the possible genetic similarity between Giardia in sheep and humansand their probable zoonosis was investigated. Direct examination and formalin ether concentration technique were performed on the contents and tissues of sheep intestines. The gradient sucrose method was applied to collect and purify cysts, and DNA extraction was performed by the phenol-chloroform method. Only very small amounts of DNA could be extracted after repeated freezing, thawing and suspension with lysis buffer, after which polymerase chain reaction (PCR) was performed for DNA amplification by primers that were designed for Giardia of human origin. The gene, "triose phosphate isomerase" (tim or tpi), was selected as the molecular marker and two sets of primers (PM290, PM924) were used. We examined 308 sheep stool samples in our study, including 21 positive samples. Cultures for Giardia were negative. Three sheep isolates were determined by a 290 base pair (bp) amplicon that were similar to certain human types. The similarity of the sheep and human genomic characters of Giardia implies the possibility that there is transmission of these protozoa between humans and sheep. متن کامل در ادامه مطلب

مجله بين المللي تحقيقات دامپزشکي > دوره 4, شماره 2 >

عنوان (انگلیسی): Detection of the “Tim” gene of sheep Giardia using “Tim” Gene primers of Giardia with human origin
نشریه: مجله بين المللي تحقيقات دامپزشکي
شماره: مجله بين المللي تحقيقات دامپزشکي (دوره: 4, شماره: 2)
نویسنده: ميترا زارع بوراني ، فاطمه ميرهادي ، مصطفي زضائيان ، نسرين دشتي

تاریخ: ‏۱۳۸۹/۰۸/۱۶

برگرفته از:پایگاه نشریات الکترونیکی دانشگاه تهران


ادامه نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 14:26  توسط mojtaba  | 

نگاهي به مفاهيم و تاريخچه كوچ نشيني و تدريس آن در ايران

 

http://journals.ut.ac.ir/download?service=articleFileService&f=mAXSYEsi3pE%3D

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 13:50  توسط mojtaba  | 

چند سالی است باستان شناسی کشور آن شور و هیجان گذشته را ندارد. نگرانی و دلواپسی هایی در من ایجاد گردیده که آن را در پس کارهایی می بینم که انجام می شود و یا به هیچ وجه انجام نمی گیرد!

باستان شناسی ایران هرجند بسیار از کشورهای پیشرو این رشته عقب تر است اما در گذشته ای نه چندان دور  جهشی رو به کمال را در پیش گرفته بود. ولی امروز احساس می کنم سکوتی عمیق در فعالیت های باستان شناختی وجود دارد که نمی شود به درستی گفت ناشی از چه مواردی می باشد اما آنچه که به طور یقین می توان بیان کرد نبود راهنمایی کارشناس و متخصص و دلسوز در مسیولیت های کلان این رشته است. و شاید هم اینگونه نباشد.....................

باستان شناسی امروز بسیار تک بعدی شده است و همواره در یک راستا و  بدون توجه به تخصص عمل می شود هرچند هستند افرادی که در جنبه ی مدیریتی و سرپرستی تبحر دارند اما در هدایت و راهنمایی کارشناسان دچار ضعف می شوند. شاید دغدغه های مالی مدیریت ها را کمتر به سمت نگاه علمی می کشاند و تلاش آنها بیشتر در ارضای معیشت اعضا و حفظ معیشت خود باشد که نمی توان منکر این قضیه بود چراکه آرامش روحی در ایجاد محیطی آرام برای اجرای دقیق و علمی فعالیت ها لازم است........

اگر به باستان شناسی امروز ایران کل نگر بیاندیشیم گذران و حرکت بی برنامه را می بینیم....(شاید من اغراق می کنم اگر شما موردی را می شناسید که اینگونه نباشد معرفی کنید) و بیشتر با اهداف کوتاه مدت و ایجاد فضای شناختی چند روزه از سایتی باستانی این مهم اجرا می شود. بویژه در بررسی های باستان شناختی که همواره تفریحی و سیاحتی و شاید هم زیارتی باشد.

در کاوش ها و بررسی های باستان شناختی امروز که بایستی از علوم مختلف بهره ها برد و از تکنولوژی های نو استفاده ها کرد اما در جامعه باستانی ایران اینها جایگاهی ندارند و هنوز همانند ۱۰۰ سال پیش و با روش های قدیمی کارها پیش می رود!(البته هستند گروههای انگشت شماری که گم اند!)

جامعه باستان شناسی دانشگاهی کشور نیز گذر زمان را پیش گرفته و کلاس ها یشان بیشتر تعاریف و داستان های قدیمی باستانی است. و دروسی که سر فصل های آن دیگر کهنه شده است به خورد دانشجویان گشنه از دانش باستان شناسی داده می شود که مسلما برایشان کارایی کمی دارد و این ذهن های مشتاق و این مغز های آماده را سیر نمی کند ...... 

اینها چکیده ای از دلواپسی هایی بود که از جامعه باستان شناسی امروز دیده می شود ....راهکارها و مشکلات و دلواپسی های شما را هم  با دل می پذیرم  و عنوان خواهم کرد..

مجتبا ق ۶/۶/۸۹

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 14:5  توسط mojtaba  | 

نوشتار اصلی در ادامه مطلب -ترجمه در زیر


ادامه نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 0:29  توسط mojtaba  | 

نوشته:
كارل زيمر

«لذتي بالاتر از اين نيست كه مرد دشمنانش را به زانو درآورد و در مقابل خويش بر خاك افكند. بر اسب‌هايشان سوار شود و اموالشان را از چنگشان بيرون آورد. چهره عزيزانشان را غرق در اشك ببيند و زن‌ها و دخترانشان را تصاحب كند.»        چنگيزخان
همسري پيدا مي‌كنيد. به جايي مي‌رسيد. تمام دنياي زمانتان را مي‌گيريد و در طول عمرتان به عظمتي دست مي‌يابيد. اما در بلندمدت، اينها واقعا چقدر اهميت دارند؟ پس از آنكه مرديد، مي‌آيند دفتر كارتان را خالي مي‌كنند. عكس يادگاري‌تان را هم از روي ديوار بر مي‌دارند. تنديس شكوهمندي كه از خود ساخته بوديد، در بادهاي ويراني فرو مي‌پاشد.
يك راه براي غلبه بر فناپذيري‌تان بنيان‌گذاري يك سلسله پادشاهي است. گروهي موفق از نسل شما مي‌توانند خودشان را نسل در نسل نگهدارند و نامتان را زنده نگهدارند… يا دست كم DNAتان را. اين همان كاري است كه چنگيزخان انجام داد و با موفقيت حيرت‌آوري هم اين كار را انجام داد. امروزه حدود 16 ميليون مرد به اضافه تعداد نامعلومي زن، مستقيما از او نسب مي‌گيرند. خانواده بزرگ خان در يك نقشه‌برداري گسترده از DNA پيدا شدند.
وقتي ژن‌هايمان را به فرزندانمان منتقل مي‌كنيم، برخي نشانگرهاي (marker) ژنتيكي شاخص نيز به آنها ارث مي‌رسد. دانشمندان در طول 20 سال گذشته آموخته‌اند كه چگونه اين نشانگرها را تشخيص دهند و چگونه از آنها در بررسي تاريخ انسان استفاده كنند. براي مثال، آثار مربوط به انتشار گونه‌ها از آفريقا به ديگر نقاط جهان حدود 50 هزار سال پيش در اين نشانگرها حفظ شده است.
ژنتيك‌دانان نيز براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر درباره تبار نياكاني اقوام بخش‌هاي مختلف جهان، از نشانگرهاي ژنتيكي استفاده كرده‌اند. دستاوردهاي ژنتيكي چنگيزخان در پژوهشي كه در آن يك تيم بين‌المللي، DNA متعلق به 2123 مرد از آسيا را تحليل كرد آشكار شد. چرا فقط مردان؟ زيرا كروموزوم Y برخلاف كروموزوم‌هاي ديگر، در هر مرد معمولا فتوكپي كروموزوم Y پدرش است. (كروموزوم‌هاي ديگر جفتي‌اند و پيش از آنكه ما آنها را از پدر و مادرمان به ارث ببريم با هم مخلوط مي‌شوند.)
ژنتيك‌دانان در بررسي مردان آسيايي يك نشانگر ژنتيكي فوق‌العاده قابل توجه كشف كردند. اين نشانگر در مرداني يافت شد كه در منطقه‌اي پهناور از چين تا مغولستان و از آنجا به طرف غرب تا ازبكستان زندگي مي‌كنند. هشت درصد از مردان اين منطقه داراي اين نشانگر هستند. فراسوي اين مرزها نشانگر مورد بحث تنها در نيم درصد از مردان آسيايي يافت مي‌شود. بررسي‌هاي دقيق‌تر نشان داد كه اين نشانگر احتمالا هزار سال پيش، به اضافه يا منهاي سه قرن، از مغولستان منشا گرفته است.
تمام اين شواهد ژنتيك‌دانان را به سوي نتيجه هيجان‌انگيز رهنمون شد: مرداني كه داراي اين نشانگر خاص هستند همگي از چنگيزخان نسب گرفته‌اند.


ادامه نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 0:21  توسط mojtaba  | 

فسیل‌های منطقه فسیلی مراغه قدمت هفت میلیون ساله این منطقه را به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران بازگو می‌کنند.

این منطقه یکی از غنی‌ترین مناطق سنگواره‌ای جهان بوده و در آخرین مطالعات صورت گرفته فسیل‌های اجداد ماموت، زرافه و آهو در این منطقه کشف شده‌است. لایه‌های فسیلی موجود در مراغه مربوط به اواخر دوران نوزیستی زمین‌شناسی یعنی چهار تا هفت میلیون سال قبل هستند که با انجام کاوش‌های علمی می‌توان اطلاعات بسیار دقیقی را از زندگی جانوران غول‌پیکر در این منطقه به دست آورد. منطقه فسیلی مراغه به دلیل دارا بودن فسیل ماستادون و ماموت‌ها (سنگواره‌های پیش از تاریخ) دارای شهرت جهانی بوده و هم اکنون مورد حفاظت ویژه سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد. منطقه فسیلی مراغه به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران از بالاترین رده‌های حفاظتی سازمان محیط زیست است. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی این منطقه در شورای عالی حفاظت محیط زیست ایران به عنوان اثر ملی و طبیعی به تصویب رسیده است

در حدود یک قرن پیش استخوان‌های منطقه فسیلی مراغه را به بقایای آدم‌های قوی‌هیکل، آدم‌های شاخدار، اسب شاخدار و دیو نسبت می‌دادند. مطالعات انجام شده طی یک قرن اخیر توسط حفاران و مکتشفان داخلی و خارجی نشان داد که در این منطقه فسیل‌های مهره داران نیز وجود دارد.

«بهشت فسیلی مراغه» عنوانی است که از سوی فسیل‌شناسان به این منطقه داده شده‌است. فسیل‌های مهره‌دار مراغه از مدت‌ها پیش نظر زمین شناسان را به خود جلب کرده و از همین رو محققان زیادی از روسیه، آمریکا، فرانسه و ژاپن در این ناحیه کار کرده‌اند، به گونه‌ای که بخشی از نمونه‌های فسیلی در موزه‌های تاریخ طبیعی وین، پاریس، لندن و لس‌آنجلس در معرض نمایش قرار دارند.

سازمان محیط زیست نیز نظر به اهمیت این منطقه برنامه‌هایی چون ادامه مطالعات جامع دیرین‌شناسی، شروع عملیات اجرایی و ساختمانی مرکز تحقیقات و موزه فسیل شناسی و ایجاد اولین موزه صحرایی (field museum) را آغاز کرده‌است. نماینده موزه تاریخ طبیعی تهران در مراغه به ایسنا می‌گوید: با توجه به اهمیت این منطقه در فسیل شناسی در نظر داریم تا در قالب یک طرح بزرگ، ژئوتوریسم این منطقه را احیا کنیم، به ویژه در غارهایی چون غار کبوتر که از اعجوبه‌های آفرینش محسوب می‌شوند.

منطقه فسیلی مراغه به عنوان اولین اثر ملی-طبیعی فسیلی به مساحت ۱۰۲۶ هکتار ثبت شده و بالاترین رده حفاظتی را اخذ کرده‌است. اکنون دانشگاه تبریز سرپرستی پروژه کاوش و تحقیقات منطقه فسیلی مراغه را به عهده داشته و تاکنون بقایای ارزشمندی از این ناحیه کشف شده‌است.

در خصوص نگهداری این آثار اولین موزه دیرینه شناسی و سنگواره ایران به مساحت ۵ هزار متر مربع در مراغه احداث می‌شود تا آثار مکشوفه در آن نگهداری شوند. هم چنین قرار است تا آثاری که قبل از انقلاب توسط آمریکایی‌ها برای مرمّت از ایران خارج شده، طبق رای دادگاه لاهه به ایران عودت داده شده و در این موزه به نمایش درآیند.

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 2:1  توسط mojtaba  | 

جویندگان فسیل، بقایای آنچه را که احتمالا جد مستقیم انسان است و بیش از ۴ میلیون سال قبل می زیسته پیدا کرده اند. کشف بقایای این موجود کهن به دانشمندان کمک کرده است شکاف هایی بزرگ در مرحله ای مهم از تکامل انسان را پر کنند. پروفسور تیم وایت از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و همکارانش این گنجینه فسیلی را در منطقه اواش میانی در اتیوپی کشف کرده اند. آنها این یافته ها را که می گویند به گونه ای به نام «آسترالوپیتکوس آنامنسیس»(Australopithecus anamensis) تعلق دارند در نشریه نیچر تشریح کرده اند.

1

آسترالوپیتکوس یک نوع اصلی کهن از موجودات انسان نما یا همان هومینیدهاست. عموما تصور می شود که نوع ما انسانها، هومو، از این گروه تکامل یافته باشد. بنابراین رابطه آسترالوپیتکوس با هومینیدهای دو پای حتی قدیمی تر، برای درک سرمنشاء پیدایش ما انسان ها اهمیت اساسی دارد.وقتی دانشمندان بقایای ۱/۴ میلیون ساله آنامنسیس را در کنار فسیل های یافته شده در همان ناحیه کلی از اتیوپی قرار می دهند، به این نتیجه می رسند که این نمونه ها ظاهرا سیر تکامل میان گونه های قدیمی تر و جدیدتر را کامل می کند. تیم وایت گفت: «نکته با اهمیت در مورد این سلسله اتیوپیایی این است که آنامنسیس بین هومینیدها قدیم تر و اخیرتر جای گرفته است.»

انسان میانیاین یافته شکاف میان یک گونه کهن تر به نام آردیپیتکوس رامیدوس با قدمت ۴/۴ میلیون سال و گونه های تازه تر موسوم به آسترالوپیتکوس آفارنسیس که در حدود ۴/۳ میلیون قبل در اواش میانی می زیستند را پر می کند. آسترالوپیتکوس آنامنسیس نقش واسطه را میان این دو بازی می کند؛ نه فقط از لحاظ ترتیب زمانی بلکه همچنین به لحاظ آناتومی. گونه آنامنسیس برای دانشمندان تازگی ندارد، اما محققان می گویند که این اولین بار است که نشان داده می شود این سه گونه به ترتیب زمانی و در یک مکان، یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.

2

یک توضیح ممکن برای این کشف این است که یک گونه به سادگی به گونه دیگر تکامل یافته است. یک احتمال دیگر این است که آسترالوپیتکوس ابتدا به عنوان انشعاب فرعی آردیپیتکوس ظهور کرد. براساس این نظر، گونه مادر برای مدتی در کنار گونه دختر می زیسته تا اینکه منقرض شده است.اما هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه این سه گونه همزمان در اتیوپی زیسته باشند یافت نشده است.

شکافی که هنوز باز است.تیم وایت توضیح داد: «فکر می کنم بتوان بدون اغراق استدلال کرد که شواهد ضمنی استوار بر جغرافیا و زیستگاه، نشانگر تکامل یکی از گونه ها به دیگری است و آنچه ما اینجا ناظر آن هستیم همانا شکل گرفتن مرحله دوم تکامل انسان یعنی پیدایش آسترالوپیتکوس است.»کشفیات تازه تا حدودی شکاف میان آردیپیتکوس و آسترالوپیتکوس را پر می کنند اما نه به طور کامل. پروفسور وایت گفت: «شکاف کاملا پر نمی شود؛ 

3

یک شکاف بزرگ پر شده اما دو شکاف کوچکتر ایجاد شده است. ما اکنون شکافی میان ۴/۴ میلیون سال قبل و ۱/۴ میلیون سال را پیش چشم داریم. این یعنی ۳۰۰ هزار سال؛ که با مقیاس های انسانی زمانی بس طولانی است، اما نه در مقیاس های زمین شناسی.»این فسیل ها متعلق به حداقل ۸ موجود بوده است و شامل بزرگترین دندان نیش متعلق به یک هومینید، قدیمی ترین استخوان ران شناخته شده از آسترالوپیتکوس و همچنین استخوان های دست و پا از این موجود است. 

فسیل 47 میلیون ساله موجودی شبیه به میمون پوزه دار ماداگاسکار که به طرز خارق العاده ای سالم باقی مانده است در آمریکا رونمایی شده است.
این فسیل به قدری سالم مانده که می توان رد به جا مانده از پوستش بر سنگ را دید و حتی آثار آخرین غذایی که خورده پیداست.

ادعا می شود این فسیل که "آیدا" نامگذاری شده "حلقه گمشده" میان پستانداران عالی امروزی - میمون ها و انسان - و خویشاوندان دورتر آنهاست.

اما برخی کارشناسان مستقل به دیده تردید به این ادعا می نگرند و به علاوه به سر و صدای زیاد پیرامون معرفی آیدا انتقاد داشته اند.

این فسیل در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک و توسط شهردار این شهر رونمایی شد.

هرچند جزئیات فسیل به تازگی در یک نشریه علمی - PLoS One - چاپ شده است یک برنامه تلویزیونی و کتاب مرتبط با آن آماده انتشار است.

آیدا در دهه 1980 در گودالی به نام "مسل پیت" در نزدیکی شهر دارمستات در آلمان که یک گنجینه ارزشمند فسیلی توصیف می شود پیدا شد.

آیدا در دهه 1980 در گودالی به نام "مسل پیت" در نزدیکی شهر دارمستات در آلمان که یک گنجینه ارزشمند فسیلی توصیف می شود پیدا شد.
این فسیل در بخش اعظم زمانی که از کشف آن می گذرد جزو یک مجموعه خصوصی بوده است.
تحقیق درباره اهمیت این فسیل تحت سرپرستی یورن هوروم از موزه تاریخ طبیعی در اسلو پایتخت نروژ انجام شد.

4

وی گفت که این موجود فسیلی "نزدیک ترین چیزی است که می توان به یک جد مستقیم" پستانداران عالی پیدا کرد و کشف آن را "تحقق یک رؤیا" توصیف کرد.

این موجود ماده در دوره ای از تاریخ زمین موسوم به اییوسین که در شکل گیری پستانداران عالی اولیه نقش اساسی داشت زندگی می کرد و در نگاه اول شبیه یک لیمور (میمون پوزه دار ماداگاسکار) به نظر می رسد.

اما این موجود فاقد مشخصات بدوی مثل "شانه دندان" است؛ مشخصه ای که در آن دندان های پایینی بخش جلو مانند دندان برش و نیش کشیده و در هم و به طرف جلو منحرف هستند. این موجود همچنین فاقد یک پنجه مخصوص برای تمیز و مرتب کردن موهاست.

تیم محققان نتیجه گیری کرد که این موجود یک لیمور نبوده بلکه یک گونه دیگر است. آنها این موجود را به مناسبت دویستمین سالگرد تولد چارلز داروین و محل کشف، "داروینیوس ماسیلا" نامگذاری کرده اند.

دکتر ینز فرانزن متخصص فسیل های "مسل پیت" و عضو تیم تحقیق، آیدا را به دلیل کامل بودن اسکلت "مثل هشتمین شگفتی جهان" (اشاره به عجایب هفتگانه) توصیف کرد.

او به گروهی تعلق دارد که پستانداران عالی تر و انسان ها از آن تکامل یافتند اما برداشت من این است که روی خط مستقیم نیست

یک عضو تیم تحقیق

وی گفت این فسیلی است که "فسیل شناسان معمولا تنها می توانند خوابش را ببینند."

وی گفت به علاوه آیدا به خاطر داشتن ناخن به جای پنجه، دستی با قابلیت گرفتن و یک انگشت شست روبرویی - مثل انسان و برخی دیگر از پستانداران عالی - "شباهت نزدیکی به خود ما دارد." اما وی گفت که برخی جنبه های دندان نشان می دهد که جد مستقیم پستانداران عالی نیست و بیشتر مثل "عمه" است تا "مادربزرگ".

وی گفت: "او به گروهی تعلق دارد که پستانداران عالی تر و انسان ها از آن تکامل یافتند اما برداشت من این است که روی خط مستقیم نیست."

کارشناسان مستقل بی صبرانه منتظر دیدن این فسیل هستند اما به هرگونه ادعایی در مورد اینکه این یک "حلقه گمشده" است تا حدودی به دیده تردید می نگرند.

دکتر هنری جی از سردبیران مجله "نیچر" گفت که این اصطلاح گمراه کننده است و اینکه جامعه علمی باید اهمیت این یافته را ارزیابی کند.

وی گفت: "خیلی عالی است که یافته ای جدید داریم و خوب مورد مطالعه قرار خواهد گرفت."

اما وی افزود که بعید است این یافته در طراز کشفیات عمده ای چون "آدم فلورز" یا دایناسور پردار قرار گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 17:52  توسط mojtaba  |